عاشورا شناسیجامعه شناسی عاشورااختصاص حکومت به معصوم

امامت را امری زمینی و بشری معرفی کردند…

جلسه چهارم

 جلسه چهارم: (جلسه سوم ضبط نشده بود.)

دانلود سخنرانی

– مردم دوران شهادت امام حسین، فهمشان از امامت و کلمه‌ی امام چه بود؟
آیا اینطور فکر می‌کردند که خداوند کلا حکومت را به امام (وصی پیغمبر) واگذار کرده است و با وجود او، حکومت به کسی نمی‌رسد و هرچه که باشد، اسمش حکومت جور و ظلم است؟
آیا اینطور فکر می‌کردند که امام، عین پیغمبر علم دارد و به خداوند متصل است، عین پیامبر که مردم باید از او می‌آموختند، مردم باید تمام معالم دین را از امام یاد بگیرند؟
آیا مردم فکر می‌کردند که امام، ولایت تکوینیه دارد و تمام آفرینش در ید قدرت امام است و هرگونه تصرف و معجزه از او برمی‌آید؟
اکثریت بسیار بالایی از مردم آن جامعه، نمی‌دانستند چیزی به نام امامت، با این شئون جزئی از دین است. تبلیغات حکومت نگذاشته بود مردم یاد بگیرند و اهل بیت هم خانه‌نشین شده بودند و اصحاب جرات گفتن نداشتند.
یعنی بالای ۹۰ درصد مردم به این جهل بودند اکه امامت اصلی از دین است. بسیاری از آن‌هایی هم که جایگاه امامت را می‌دانستند، به پول و دنیا، باخته بودند و تسلیم امام نبودند.
– این ۵۰ سال را با شان حکومتی امام، مرور می‌کنیم.
بعد از شهادت پیامبر، به مردم یاد داده بودند که حکومت، امری خدایی نیست و کار مردم است و مردم جمع می‌شوند و حاکم مشخص می‌کنند و با نصب پیغمبر، نصب خداوند امام شد! به مردم می‌گفتند «ببینید ابوبکر را که (بخشی از) مردم جمع شدند و او را انتخاب کردند و مردم قبایل و شهرها، فوج فوج ریختند و با او بیعت کردند و او، خلیفه شد! پس شرعی، اسلامی و درست است.
اگر قبایل و مردم مختلف با یزید بیعت کردند، کسی حق ندارد بگوید که یزید خلیفه اسلامی نیست. چون از اولش هم همین بوده و اگر قبول نکنید، بی‌دین می‌شوید. یعنی می‌خواهید بگویید که اولی را هم قبول ندارید؟!»
حرف دیگر حکومت این بود که «آهای مردم، یکی دیگر از راه‌های مشخص کردن خلیفه این است که خلیفه‌ی قبلی وصیت کند و خلیفه‌ی بعدی را انتخاب کند. همانطوری که دومی انتخاب شد! عین انتخاب عمر، معاویه هم نوشت و وصیت کرد که بعد از من، یزید خلیفه باشد.»
حرف دیگر هم این بود که «گاهی هم می‌شود که ریش‌سفیدها و خبره‌ها و نخبه‌ها که صلاح را بهتر می‌دانند، جمع می‌شوند و این افراد کسی را به عنوان خلیفه انتخاب می‌کنند؛ همانطوری که عمر ۶ نفر را به عنوان بزرگان امت انتخاب کرد و گفت برای بعد از مرگم، کسی را به عنوان خلیفه انتخاب کنید و عثمان انتخاب شد.»
حکومت در کنار اینکه نمی‌گذاشت در جامعه حرفی از امامت زده شود، این تبلیغات را هم می‌کرد که خلافت امری عرفی و زمینی است، نه آسمانی؛ و این شده بود که مردم امامت را نمی‌شناختند.
و حاکمان می‌گفتند که «این روش‌های انتخاب خلیفه، دینی است و هر کسی این روش را قبول نداشته باشد، مخالف دین و خارجی است و مخالف نظر مردم هم است.»
مردم آن زمان درباره‌ی خلافت امیرالمومنین این اعتقاد را نداشتند که او چون از طرف خداوند امام است، خلیفه شده است و بلکه تحت تاثیرات تبلیغات قبل و بزرگان آن زمان، می‌گفتند که «علی خلیفه است، چون مردم (که از ظلم عثمان به تنگ آمده بودند) او را انتخاب کردند، نه آنکه خداوند او را انتخاب کرده است. پس مشروعیت حکومت علی هم از مردم است.»
زمینی بودن حکومت، اینقدر در جامعه تبلیغ شده بود که در اوج حکومت امیرالمومنین هم نمی‌شد گفت که امیرالمومنین از طرف خداوند خلیفه و حاکم است و اگر کسی این را می‌گفت، به او می‌گفتند که بی‌دین شده‌ای!
– در کوفه که پایتخت حکومت امیرالمومنین است -و پایتخت‌ها هم مظهر حکومت و قدرت حاکم و پادشاه است و بیشترین پیروان امیرالمومنین هم در کوفه بود- امیرالمومنین نتوانست بگوید که من از طرف خدا هستم. در تاریخ نوشته‌اند که در میدان رَهبه، جمعیت زیادی جمع شدند، مولا با مردم صحبت کرد و فرمود که ای مردم! من از طرف خدا هستم و فکر نکنید که حکومت از طرف مردم است. مردم در مقابل این سخنان اعتراض کردند که مردم، خودشان انتخاب می‌کنند. امام فرمود که شما نبودید و یادتان نمی‌آید و بسیاری از پیرمردان مرده‌اند و پیرمردان شما هم همه ندیده‌اند، اما از پیرمردانی که در مدینه بوده‌اند و غدیر خم را دیده‌اند، بپرسید. مردم قبول نکردند و گفتند دروغ می‌گویی. امام فرمود شاهد دارم و افرادی از پیرمردان در جمع شما هستند که در غدیر خم بوده‌اند. بلند شوید و شهادت دهید. گفتند چه کسی؟ فرمود انس بن مالک، بلند شو و شهادت بده! بلند نشد. فرمود اشعث تو در روز غدیر خم بودی، بیعت کردی، به مردم بگو! بلند نشد! خالد بن یزید تو بلند شو! بلند نشد. براء بن عازب تو بلند شو! بلند نشد. اینقدر این صحنه، بر علی سخت بود که این ۴ نفر را نفرین کرد. می‌دانیم که ائمه به سادگی کسی را نفرین نمی‌کردند. امام حسین در گودی قتلگاه هم مردم را به جای نفرین، دعا میکردند اما علی در اینجا نفرین کرد.
امیرالمومنین عليه السلام به این ۴ نفر فرمود که: پیری و کم‌حافظه بودن را بهانه می‌کنید! به مردم دین‌شان و جایگاه امامت را بگویید. انس بن مالک برص و پیسی بگیری! که گرفت. کور شوی اشعث! که کور شد. به مرگ جاهلیت بمیری خالد! که مرتد شد و به مرگ جاهلیت مرد. براء بری در غربت بمیری. در یمن به درک واصل شد.
آن چهار نفر اگر به مردم می‌گفتند که در واقعه غدیر چه گذشت، معنایش این می‌شود که اولی، غاصب بوده است! و این کلمه،‌ در آن روز کفر بود. لذا جرات نمی‌کردند.
– حالا در جامعه‌ای که با وجود اینکه خلیفه، امیرالمومنین است، مردم معتقد نبودند که او امام از طرف خداست، در حکومت و تبلیغات معاویه و یزید که حدودا بیست سال طول کشید، همین مردم چه شناختی از امامت امام حسین دارند؟
– زید بن ارقم، یکی از صحابه پیامبر بود که هم شیعه و هم سنی از او نقل روایت میکنند و تا قضایای کربلا هم زنده بود و در مجلس ابن زیاد هم حضور داشت و اعتراض کرد که ای ظالم! خود دیدم پیامبر این لب‌ها را می‌بوسید و به این لب‌ها جسارت نکن.
در کوفه، مردم کوفه پیش او آمدند و گفتند که چیزهایی از زمان پیغمبر می‌شنویم و نمی‌دانیم درست است یا نه. غدیر خم چیست؟ گفت نمیتوانم که بگویم. گفتند چرا؟ گفت فیکم ما فیکم! من از شما مردم کوفه میترسم، یه جورهایی هستید! این یعنی می‌روید لو می‌دهید و جاسوس هستید.
اصل این سوال، یعنی مردم نمی‌دانستند غدیر خمی بوده است، از بس که سه خلیفه غاصب، آن را پنهان کرده بودند. فقط همان‌هایی که آنجا بودند می‌دانستند و حرف زدن از غدیر و امامت ممنوع بود. ۹۰ درصد مردم جامعه اسلامی امامت را قبول نداشتند و نگذاشته بودند که به گوششان برسد! از آن ۱۰ درصد، ۹ درصد به پول و استانداری و شکم فروخته بودند، و ۱ درصد دور امام حسن و امام حسین باقی مانده بودند که به این تعداد، کار، پیش نمی‌رود.
در حکومت معاویه، معاویه می‌گفت که به اجماع امت من حاکم شدم و حتی حسن بن علی هم با من صلح کرد. شام و کوفه و مکه و مدینه با من بیعت کردند و خلافت همین است! مردم هم گفتند که راست می‌گوید. در دوران معاویه هم با قبل از آن فرق می‌کرد و فقط پنهان کردن امامت و غدیر نبود. بلکه می‌گفتند بالای منبرها ثواب دارد که علی را لعن کنید و سب کنید! این جزیی از این است که علی را در قنوت لعن کنید و از علی بیزاری بجویید.
این مردم به سال ۶۱ هجری قمری رسیدند. حالا آیا امام حسین را اطاعت می‌کنند و یاری می‌کنند؟ خیر!
– با این وجود، آن افرادی که پای سید الشهدا ایستادند مرد بودند.
۱۲۴ هزار پیامبر با التماس از خداوند خواستند که شب‌های جمعه کربلا بروند و امام حسین را زیارت کنند. امام حسین را زیارت میکنند، وظیفه است. اما
بایستید روبروی مدفن ۷۲ شهید کربلا و آن‌ها را زیارت کنید و تقرب بجویید: «السلام علیکم یا انصار رسول الله. السلام علیکم یا انصار امیرالمومنین. السلام علیکم یا انصار ابی محمد حسن بن علی. السلام علیکم یا انصار ابی عبدالله…
پیامبران می‌آیند به جون سیاه و حر و … سلام می‌دهند و تقرب بجویند به درگاه الهی.

سخنرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا