عاشورا شناسیجامعه شناسی عاشورا

چطور نوبت خلافت به بنی امیّه رسید؟

جلسه اول منبر حاج شیخ احمد رضوی

 دانلود مستقیم

– دو ویژگی مهم سنی زدگی: تحریف تاریخ و تحلیل نادرست از تاریخ.
این اشتباه است که برخی امیرالمومنین را همکار و وزیر و مشاور خلفا معرفی می‌کنند. در صورتی که امیرالمومنین در حال صبر و تقیه بودند.
– بعضا گفته می‌شود که جریان امام حسین و یزید، دعوای دو تیره و دعوایی طایفه‌ای بود. اما بیان چند نکته‌ی مبنایی می‌تواند این نکته را شفاف کند:
– بخشی از دشمنان پیامبر از خاندان او بودند نظیر ابوجهل و ابولهب که عِده و عُدّه فراوانی برای دشمنی با پیامبر نداشتند. اما بنی امیه و بزرگ این خاندان، بعنی ابوسفیان امکانات و افراد و … داشت. ابوسفیان تا سال ۸ هجری مسلمان نشد و در این زمان بود که به اجبار مسلمان شد. از آن پس هم پیامبر و مومنین با او مدارا می‌کردند و روابطشان کج‌دار و مریز بود.
– بعد از پیامبر، در جریان سقیفه، ابوسفیان که سابقه جنگ طولانی با پیامبر و اسلام را داشت، نمی‌توانست ادعای خلافت کند. در واقع جامعه اسلامی قبول نمی‌کرد که او خلیفه شود. اما بنی امیه و راس آن‌ها یعنی ابوسفیان، پشتیبان اقتصادی و مالی شیخین شدند. چون ابوبکر و عمر خودشان ضعیف بودند. قبیله‌ی ابوبکر، بنی تیم بود که قبیله ضعیف و ذلیلی بود. پدر ابوبکر مگس‌چران سفره پولداران مکه بود. لذا این قبیله‌ی این‌ها نمی‌توانست پشتیبان مالی و نظامی برای به خلافت رسیدن آن‌ها شود.
– از بنی‌امیه باید کسی به حکومت می‌رسید و به نوعی کمک‌های آن‌ها جبران شود. امکان اینکه به صورت مستقیم، بنی‌امیه با سابقه‌ی طولانی جنگ با پیامبر، خلیفه پیامبر و حاکم کل جهان اسلام شوند، وجود نداشت. اما مردم شام که جنگ‌های احد و بدر و خیبر و خندق و جنگ‌هاس ابوسفیان با پیامبر و … را ندیده بودند. این مردم مدینه و مکه بودند که ابوسفیان را به عنوان اصحاب پیامبر نمی‌پذیرد ولی شامیان از روی ناآگاهی می‌توانند بپذیرند. چرا که شام در اواخر حکومت اولی و اوایل حکومت دومی فتح شد.
اولین استاندار شام را از بنی‌امیه گذاشتند. یعنی پسر ابوسفیان که یزید نام داشت. این فرد چند ماه بعد به درک می‌رود و پسر دیگرش یعنی معاویه را منصوب می‌کنند. در واقع شیخین پای بنی امیه را به خلافت و حکومت باز کردند.
– ابوبکر ۲ سال و سه یا چهار ماه خلافت کرد.
عمر هم ۱۰ سال خلافت کرد.
– (خلفا) می‌خواستند که پس از عمر، قرض حمایت مالی برای خلافت را به بنی‌امیه پس بدهند (و همچنین می‌خواستند خلافت در همه قریش بچرخد و در یک خاندان نباشد).
اما آن شخص خلیفه که از بنی‌امیه باید می‌بود، نمی‌توانست ابوسفیان باشد. چون ابوسفیان پیر و نابینا شده بود و هم چهره‌ی بدنام و شاخصی بود که با پیامبر جنگیده بود.
باید به شخصی از بنی‌امیه که حساسیت‌برانگیز نباشد و بی‌خاصیتی باشد مثل عثمان، خلافت را بدهند. در واقع مردم چیزی از عثمان ندیده بودند و نه سیاست‌مدار و نه فرمانده بود و رویش حساس نبودند. او با نقشه شورا خلیفه شد. اما گرداننده حکومت، در اصل بنی‌امیه هستند و ریش سفید و تصمیم‌گیرنده ابوسفیان است.
– ابوسفیان وقتی که پیر و کور شده بود، در جمعی پرسید که در اینجا کسی غریبه‌ای نیست؟ گفتند نه. گفت به فلان بت قسم که نه بهشتی است و نه جهنمی. دعوا بین بنی‌امیه و بنی‌هاشم، دعوای قدرت بود و نگذارید کار از دست ما در برود و این حکومت را مثل توپ در دست بگیرید و به هم بدهید.
بعد هم گفت مرا ببرید بالای سر قبر شهدای احد. آنجا گفت عصایش را زمین میزد و می‌گفت که بلند شوید. شما خون دادید برای اسلام و با ما جنگیدید. اما ما صاحب شدیم و اسلام دست ماست. او به قبر حضرت حمزه اهانت کرد و … .
– عثمان هم حدود ۱۳ سال خلافت کرده که در این ۱۳ سال برخی چیزها فراموش شده و مردم به چیزهای جدیدی عادت کردند.
– بعد از عثمان، امیرالمومنین، ۴ سال و ۹ ماه حکومت کردند، ولی فرهنگ مردم را خلفای قبلی ساختند. لذا در صفین زیر بار دستورات و سخنان امیرالمومنین نرفتند. بعد از شهادت امیرالمومنین هم ۲۰ سال، فرهنگ و قدرت و تبلیغات در جامعه اسلامی کاملا در دست معاویه بود.
– امام حسین خلاصه‌ی در روز عاشورا نیست. قبل از روز عاشورا، امام حسین ۱۰ سال امامت کرد، اما از ۱۰ سال امامت او صحبت نمی‌شود.
متاسفانه می‌گویند که عملکرد امام حسین با اما امام حسن متفاوت بود. یکی جنگید و دیگری صلح کرد! در صورتی که امام حسین در ده سالی که امام بود، همان پیمان صلح امام حسن با معاویه را ادامه داد.
– در قضیه کربلا، امام حسین شورش نکرد. امام حسین شورشی نیست. زور از آن طرف بود. آن‌ها نامه دادند که یا بیعت می‌کند یا کشته می‌شود. در واقع امام از بیعت اجباری سر باز زد.
– امام حسین در توضیح علت عدم بیعت خود با یزید، به سراغ غدیر و علم و عصمت و ولایت نرفت. به زبانی توضیح داد که هر شخصی، از هر دینی، می‌تواند بفهمد. او فرمود: «و یزید رجل فاسق شارب الخمر قاتل النفس المحرمة معلن بالفسق و مثلى لا‌یبایع مثله»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا