قیام زید و دیگر امامزادگان

اعتقادات جناب زید بن علی

آیا زید امامت را قبول داشته؟

در راستای تعیین وضعیت قیام زید،‌لازم است ابتدا شناختی از اعتقادات او داشته باشیم. چه این‌که اگر ثابت شود او اعتقاد صحیحی نداشته، دیگر نوبت به بحث از امضای قیام او توسط امام صادق علیه السلام نمی‌رسد، زیرا معلومست که اولین شرط برای تأیید قیام، وجود صلاحیت برای فرد قیام کننده است.

اعتقاد شخص به روشنی دانسته نیست، معمولا تلاش می کنند روایات مدح وی را پر رنگ کنند؛‌ اما در مقابل،  غیر از ادّعاهایی که در کتب زیدیه به او نسبت می دهند، روایات انحراف وی هم قابل توجه بوده و در کتب معتبر نقل شده است. به خصوص که طبیعتا وقتی فرقه ای به فردی منتسب می شود، لازمست ارتباطی بین عقائد او با اصحاب و اطرافیانش باشد که موجب شکل گیری یک مذهب مستقلّ در ادامه می شود.

✔️یک نمونه ی مهم، روایت کتاب کافی در گفتگوی میان زید و امام باقر علیه السلام است. در این جلسه زید نامه های کوفیان را که از او درخواست قیام کرده بودند به امام باقر علیه السلام نشان می دهد.

امام باقر علیه السلام خطاب به زید فرمود: «امر خدا نسبت به اولیایش بنا بر قضا و قدر حتمی در وقت معین جاری می‌شود؛ پس مبادا ناآگاهان امر را بر تو مشتبه سازند! آنان تو را از خدا بی نیاز نمی‌کنند. شتاب مکن، زیرا خداوند به واسطه شتاب بندگانش، در اجرای اوامر خود شتاب نمی‌کند، پس بر امر خدا پیشی مگیر که گرفتار بلا و هلاکت خواهی شد! »
در این هنگام زید به خشم آمد و گفت: «آن کس از ما که در خانه بنشیند و (با دشمنان خدا) جهاد نکند امام نیست، بلکه امام کسی است که در راه خدا جهاد نموده و از حریم خود و حقوق رعیت دفاع کند »!
امام باقر به او فرمود: «ای برادر، آیا برای اثبات مدعای خود شاهدی از کتاب خدا یا دلیلی از رسول خدا ص داری، زیرا خداوند اموری را حلال و اموری را حرام کرده و فرائضی را مقرر داشته؛ و امر را بر امام قائم به امرش مشتبه نکرده تا به انجام کاری که هنوز وقت آن فرا نرسیده دست بزند، یا قبل از رسیدن زمانش، جهاد کند. چنان که برای انجام هر فریضه‌ای زمان و مرز مشخّصی مقرر داشته است.مثلا در مورد شکار فرموده:”و در حالی‌که مُحرِم هستید، حیوان شکار شده را نکُشید”. وبعد فرموده: “وقتی از احرام خارج شدید می‌توانید صید کنید”.حال کشتن صید گناه سنگین‌تری است یا کشتن انسانی که خونش محترم است؟!
پس اگر تو بر حرف خود از جانب خدا برهانی روشن و یقینی داری که خود دانی! و گرنه در کاری که شک داری وارد مشو؛ و برای نابودی سطنتی که هنوز بهره اش کامل نشده و مدّت مقدّرش به سر نرسیده، اقدام نکن.
ای برادر، آیا می‌خواهی روش آنان را زنده کنی که به آیات خدا کفر ورزیده و پیرو هوای نفس خود گردیده، و بدون برهان خود را خلیفه پیامبر خوانده اند؟‌ای برادر، پناه به خدا از اینکه بدن تو را در کناسه  به‌دار آویزند» .سپس اشک از چشمان مبارکش سرازیر شد. (کافی 1/357)
 
✔️نمونه دیگر روایت نعمانی است: أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید قال حدثنا القاسم بن محمد بن الحسن بن حازم قال حدثنا عبیس بن هشام عن عبد الله بن جبلة عن علی بن أبی المغیرة عن أبی الصباح قال: دخلت على أبی عبد الله ع فقال لی ما وراءک؟ فقلت: سرور من {نسخه ديگر: شرّ ورائي} عمک زید خرج یزعم أنه ابن سبیة و هو قائم هذه الأمة و أنه ابن خیرة الإماء؟ فقال:« کذب لیس هو کما قال؛ إن خرج قُتِل». (الغیبة للنعمانی/229)
 
ترجمه: ابوالصباح گوید خدمت ابى عبد الله (امام صادق) علیه السلام رسیدم، بمن فرمود: چه خبر؟
عرض کردم: اوضاع بد است، عمویتان زید خروج کرده و گمان میکند که او فرزند کنیز و قائم این امت و فرزند برگزیده کنیزان است. فرمود: «دروغ میپندارد، او آنچه گفته نیست. اگر خروج کند کشته خواهد شد».
 
✔️همچنین از مناظرات اصحاب با زید،‌ که بعضی به سند صحیح نقل شده و در ادامه بیان می کنیم ان شاء الله، تلقّی نادرست او از امامت دانسته می شود. مثلاً در گفتگوی ابو الصباح کنانی با وی آمده است:
فقلت له: یا أبا الحسین‏، بلغنی أنک قلت الأئمة أربعة، ثلاثة مضوا و الرابع هو القائم!؟ قال زید: هکذا قلت‏… (رجال الکشی/ ۳۵۱)
 
این نوشته نمی خواهد انحراف زید را به صرف چند نقل ثابت کند؛ چرا که در مقابل روایاتی رسیده که بیانگر اعتقاد صحیح وی و تخطئه ی قیام اوست؛ اما در هر صورت تردید جدّی در درستی اعتقادات زید وجود دارد. هر چند ممکن است برای او دو دوره ی فکری قائل شویم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا