سیره سیاسی معصومین علیهم السلام

روایاتی در مدح مختار؟

جمع بندی نهایی روایات و گزارش‌های مربوط به مختار

تا اینجا بر اساس تواتر منابع تاریخی متقدم به این نتیجه رسیدیم که مختار مذهب درستی نداشته و با سیاست مکر و حیله کار خود را پیش برده‌است. همچنین هرگز دلیلی بر تأیید قیام او توسط امام عصرش حضرت زین العابدین علیه السلام وجود ندارد.

این نتیجه‌ی مسلّم، به عنوان امری «محکم»، بر گزارش های «متشابه» از جمله برخی روایاتی که از آن مدح مختار به دست می‌آید، حاکم خواهد بود.

توضیح تفصیلی جمع بین روایات

می‌دانیم که هم در مدح مختار و هم در مذمّت او روایاتی وجود دارد.فارغ از بررسی سندی، بررسی مضمونی و تحلیل این گزارش‌ها به خوبی روشنگر مطلب خواهد بود.

مضمون روایات مذمّت مختار: کذّاب بودن او(رجال کشی ح۱۹۸َ، ۲۰۰، و ۵۴۹ ؛ سرائر ۳: ۵۶۵)، ادّعای وحی (منبع اخیر) ، ملازمت ابن حنفیه (منبع اخیر و رجال کشی ح۲۰۰) ، علاقه به شیخین (تهذیب ۱: ۴۶۷ و سرائر ۳: ۵۶۷)

روایات ادعایی برای مدح: طلب رحمت و دعای خیر برای او (رجال کشی ح۱۹۹ و ۲۰۳)، گزارش خدمات او به بنی‌هاشم و رسیدگی به آنان و انتقام‌جویی از قاتلان سید الشهداء علیه السلام (رجال کشی ح۱۹۷، ۱۹۹ و ۲۰۲)، شفاعت شدنش در جهنّم و خروج از آتش (تهذیب ۱: ۴۶۷ و سرائر ۳: ۵۶۷)

ابتدا باید دید تعارضی وجود دارد؟

ادّعای هواداران مختار این بود که حرکت مختار با تأیید امام سجاد علیه السلام صورت گرفته‌است.اما هیچ یک از روایات مدح، حاکی از این اجازه نیست. در صورتی‌که روایات ذمّ مختار، به صراحت در مقام نفی انتساب آن قیام به اهل بیت علیهم السلام است.

بنابراین ملاحظه می‌شود که تعارضی موجود نیست تا لازم شود روایات یک طرف را به کلّی کنار بگذاریم.

معمولا هواداران مختار دو جواب برای توجیه روایات و گزارش‌های مربوط به مذمّت مختار دارند:

 ۱. تقیّه: بر اساس مطالبی که در پست بیان شد، حمل بر تقیّه نمی‌تواند در زمانی‌که هیچ گزارش صریحی بر قول مخالف نداریم کارساز باشد. علاوه بر این، اگر تقیّه در زمان بنی امیّه موجّه باشد،‌ دیگر در زمان بنی عبّاس که خود ادامه‌دهنده راه کیسانیه بودند، وجهی برای تقیّه نبود.

علاوه بر این‌که مضمون برخی از این روایات خود مخالف تقیّه است. مثل روایتی که می‌فرماید مختار به خاطر تعلق خاطرش به شیخین جهنّمی شد، و سپس با شفاعت از آتش بیرون آمد.

۲.ساختگی بودن روایات ذمّ:برخی تمام گزارش‌های منفی در مورد مختار را ساخته و پرداخته‌ی دشمنان او یعنی بنی امیه و زبیریان دانسته‌اند. این توجیه نیز حاکی از جانبداری افراطی و بدون منطق است. زیرا حمل بر جعل در صورتی معنا دارد که یا گزارش‌ها ضعیف باشند یا معارض محکم‌تری وجود داشته‌باشد، در حالی‌که همچنان‌که گذشت سیره‌ ناپسند و مذهب فاسد مختار مورد اجماع مصادر اصیل تاریخ بوده و در روایات معتبر شیعه هم مورد تأکید قرار گرفته‌است.

در نتیجه صحیح‌تر اینست که روایات مدح مختار را در همان محدوده‌ی خودش، یعنی ستایش از اقدامات مثبت او یا اقداماتی که سودش برای اهل بیت (ع) بود، منحصر بدانیم.طبیعی‌است که هر دلسوخته‌ و مظلومی از تاوان پس دادن ظالمانش خوشنود می‌شود، فارغ از این‌که فرد منتقم چه شخصیتی بوده و چه اهدافی داشته باشد.

جالب این‌که در معتبرترین روایت این موضوع به این جهت اشاره شده، بدون این‌که تصحیحی بر شخصیت و امضایی برای اهدافش باشد:

 حَمْدَوَيْهِ عَنْ يَعْقُوبَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْمُثَنَّى عَنْ سَدِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: «لَا تَسُبُّوا الْمُخْتَارَ فَإِنَّهُ قَدْ قَتَلَ قَتَلَتَنَا وَ طَلَبَ بِثَأْرِنَا وَ زَوَّجَ أَرَامِلَنَا وَ قَسَّمَ فِينَا الْمَالَ عَلَى الْعُسْرَةِ». (رجال کشّی ح۱۹۷)

ترجمه: امام باقر علیه السلام فرمود: «مختار را دشنام دهید که او کشندگان ما را کشته و انتقام ما را جسته و بیوه‌های ما را شوهر دار کرده و میان ما در حال تنگدستی اموالی تقسیم کرده است».

روایت با درخواست سبّ نکردن مختار توسط شیعیان آغاز می‌شود؛ و این نشانه‌ای بر رواج نگرش منفی نسبت به مختار، در جامعه‌ی شیعه همان عصر است. امام باقر علیه السلام بدون این‌که شخصیت مختار را تطهیر کنند صرفا به اقدامات مثبت او اشاره می‌کنند. در حالی‌که منکوب بودن مختار در آن عصر،‌ عللی همچون ادّعاهای دروغینش داشت. در واقع اگر امام باقر (ع) در صدد رفع این اتّهامات بودند کافی بود صریحا به پاکی مذهب و سیره‌ی او شهادت دهند. اما این مقدار بیان، تنها در حدّ تخفیف در جرایم مشهور او کارساز است؛ به این توضیح که به احترام خدماتی که در حقّ اهل بیت علیهم السلام انجام داده، دشنامش ندهید، نه این‌که او را احترام و تجلیل کنید!

دیگر روایتی که در مدح مختار آمده شامل فقرات عجیبی است.در آن بیان شده که مختار با جناب فاطمه دختر امیرالمؤمنین علیه السلام شب‌نشینی داشته و برای ایشان تشک و رختخواب آماده می‌کرد و از وی حدیث یاد می‌گرفت!(رجال کشی ح۱۹۹)

نکته‌ی جالب این که این دو روایت به عنوان اصلی‌ترین مؤید مختار، از امام باقر علیه السلام نقل شده‌اند؛ در حالی‌که روایات تکذیب مختار از امام صادق علیه السلام به دست رسیده‌است. وجه این تفاوت رویکرد می‌تواند این باشد که امام باقر علیه السلام معاصر بنی امیّه بودند که آشکارا با اهل بیت علیهم السلام دشمنی می‌ورزیدند. قیام مختار هرچند باطل بود، اما از جهت اجتماعی به عنوان حرکتی علیه بنی‌امیه و آل ابوسفیان حساب می‌شد و خلفای اموی دشمنی آشکاری با وی داشتند.اگر امام باقر علیه السلام صریحا مختار را تخطئه می‌کردند،‌ ممکن بود در دید عموم مردم نوعی همراهی با جریان حاکم شمار آید. اما پس از سقوط امویه، دیگر از این جهت نگرانی نبود و امام صادق علیه السلام توانستند به روشنی از شخصیت فاسد مختار پرده بردارند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا