من اطلاع ندارم پشت پرده ی اين جلسات چه فيلترها و طراحي هايي صورت مي گيرد، پیش از این نمونه ای از فضای باز این جلسات ارائه شد.
اما جالب اینجاست که در برخي جلسات حتّي سؤالي كه بناست از رهبر پرسيده شود از قبل توسط طرّاحان تايپ شده و به دست دانشجو داده می شود!!
خوشبختانه يكي از حضّار شجاع جلسه نسبت به اين اقدام به خود رهبر انتقاد مي كند، البته ايشان هم با بزرگمنشي خاص خود از مسأله عبور ميكنند.
چالش بين اين دانشجو و رهبر را در ادامه مي خوانيد.
س: در ابتدا من از دوستان عذر میخواهم؛ چون قرار نبود که من الان صحبت کنم؛ ولی در ادامهی بیانات حضرتعالی و مسألهای که امروز برای من پیش آمد، چیزی را که دیدم، عرض میکنم. فکر میکنم خیلی از این چیزهایی که حضرتعالی عیبجویی خواندید، بهخاطر شبهاتی است که برای ما بهوجود میآید و این به دلیل عدم اطّلاعرسانی است. بهعنوان مثال، شبههای را که امروز برای خودم ایجاد شد، ذکر میکنم.
ما به علت کمبود وقت و سؤالات زیاد، امروز از صبح نشستیم صحبت کردیم، برای اینکه محورهایی را تعیین کنیم. سؤالاتی را مشخّص کردیم، تا یک مقدار بحث منسجمتر باشد و بهتر بتوانیم استفاده کنیم. زمانی که به اینجا آمدیم، سؤالات مشخّص شده بود و افراد هم مشخّص شده بودند؛ اما هنگامی که نشسته بودیم،👈🏻 قبل از اینکه خدمت حضرتعالی بیاییم، برگهای را آوردند -من نام نمیبرم که چه کسی این برگه را آورد- محورهایی به عنوان سؤال روی این برگه نوشته شده بود؛ گفتند این را حتماً بهعنوان پرسشِ اول سؤال کنید؛ همان سؤال اولی بود که از جنابعالی شد.
رهبر: سؤال چه بود؟
س: در مورد تبلیغات شورا بود.
رهبر: این سؤال واقعىِ شما نبود؟
س: در جمع تصویب نشده بود. در اینجا داده شد و بعد هم قرار نبود آن را مطرح کنیم.
رهبر: شما که از مطرح کردنش ضرری نکردید!
س: فکر میکنم نسبت به جمعی که در اینجا واکنشی به این عمل نشان ندادند، انتقادی هست. ما اعتقاد داریم که بههرحال در اینجا رعایت اصول بیشتر باید مورد توجّه باشد.👈🏻 اگر قرار باشد سؤالی را آماده و تایپ کنند و ماهم در اینجا همان را مطرح کنیم، از طرح سؤالات خودمان باز ماندهایم… م. [نقطه چین نشان میدهد چیزهایی هم حذف شده!!]
رهبر: حالا بالاخره من از جمع شما سؤال میکنم: آیا این سؤالی که ایشان اشاره میکنند، سؤال هیچیک از شما نبوده؟ …
پس سؤالی نبود که از اینجا کسی به شما بدهد.
س:صبح همهی این دوستان هم بودند. در جلسه، حاجآقا علمالهدی و دیگران هم بودند. بحث این شد که طرح سؤال از جنابعالی آزاد است و هیچ مشکلی ندارد. قرار این بود که خود دوستان محورهایی را مطرح کنند. تکتک سؤالات مطرح شد و محورها مشخّص گردید. ما محورها را یادداشت کردیم، سپس رأیگیری شد و طرح این سؤالات به تصویب خود دوستان حاضر رسید …
ببخشید من حرفتان را قطع میکنم. 👈🏻من با چشمهای خودم دیدم که سؤالات روی برگهای تایپ شده بود و این سؤال قرار نبود مطرح شود. من اعتقاد خودم را مطرح کردم؛ اصلاً ایجاد شبههای نمیکنم که سؤالها از طرف دفتر داده شده است.
رهبر: حالا شما به مطرح نشدنش اعتراضی دارید؟
س: بحث بر سرِ انتقاد است؛ ما هم انتقاد میکنیم.
رهبر: خیلی خوب؛ چیز خیلی مهمّی نیست[!!!]. البته بهتر این است که اگر قراری با هم گذاشتید، آن قرار عمل شود؛ این واقعاً خیلی لازم است.
س: این شبهه برای من هست که این سؤالی که جزو سؤالات مصوّبِ دوستان نبود، چرا مطرح شد؟ البته نه اینکه ما نخواهیم این سؤال را مطرح کنیم؛ خیر، جنابعالی جوابهای خوبی هم دادید و ما از آنها استفاده هم میکنیم؛ ولی اینکه در یک جمعِ اینطوری، با این کمبود وقت، بدون هماهنگی قبلی، این سؤال به این صورت مطرح شود؛ در حالی که دوستان تا حدود ساعت چهار بعدازظهر نشستند و بحث کردند و خیلی از محورها را به خاطر کمبود وقت حذف کردند، کار صحیحی نبود.
رهبر: «بسیار خوب؛ حالا که دیگر وقت بیشتر میگذرد!!
بگذارید از وقت استفاده کنیم؛ بخصوص که ساعت هم دارد یواشیواش -به قول شما- به آن خطهای قرمز میرسد! یک نفر دیگر از آقایان سؤال خود را مطرح کنند».

